پیشینه مراکز تفریحی فرهنگی در ایران » گردش آفرینان پارس گردش آفرینان پارس

گردش آفرینان پارس

منو

پیشینه مراکز تفریحی فرهنگی در ایران

پیشینه مراکز تفریحی فرهنگی در ایران

پیشینه مراکز تفریحی فرهنگی در ایران –  هنگام گفتگو درباره ی فضاهای فرهنگی و تفریحی اغلب حضور در چنین فضاهایی برای پرکردن اوقات فراغت را پدیده ای نسبتاً مدرن می پندارند و آن را محصول تحولات صنعتی اواخر قرن نوزدهم واوایل قرن بیستم وبه تبع آن کاهش ساعات کار می دانند.اما درطول تاریخ ، حضور در  چنین فضاهایی بخشی ازفعالیتهای آگاهانه انسان در جوامع بشری ازجشن های المپیا در یونان و تماشای گلادیاتورهای رومی گرفته تا فستیوالها ، مراسم مذهبی وآیینی ،کنسرتها،اپرا، سینما،و… بوده است. بنابراین،ریشه ی تاریخی این فعالیتهاوفضاهای مربوطه به آنهادرغرب را بایددرجشنها ونمایش های یونان باستان جست وجوکرد.

 پیشینه ی مراکز فرهنگی در ایران :

اگر بخواهیم به طور کلی به موضوع فرهنگ ایران نگرشی داشته باشیم، شاید بتوان نخستین مساجد ،حسینیه ها ومیدان ها را به عنوان فرهنگسرا وفرهنگستان های اولیه نامید.مراکزمحله وفضاهای مذهبی خود به عنوان مکانی درجهت رشد وتوسعه ی مذهب وفرهنگ ، نقش موثرتری داشته اند.در این خصوص احداث ساختمان تکیه ی دولت که به دستورناصرالدین شاه درسمت جنوب تالار الماس در سال۱۲۸۵ ه-ق آغاز شد را می توان اولین بنای مذهبی وبه نوعی فرهنگی در ایران است که تحت تاثیر آمفی تئاترهای فرنگی بنیان نهاده شد.قرارداشتن غرفه های خواص جهت تماشای مراسم در اطراف صحنه وشکل مدور گونه ی تکیه ی دولت، در معماری سنتی ایران سابقه نداشته و این نوع طراحی به سالن های اجرای نمایش واپرا در فرانسه نظیر سالن اپرای پلیتر وسالن خانه ی اپرای پاریس شباهت زیادی دارد.در این تکیه محل نمایش واجرای مراسم در فضای میانی بنا بوده که حضاروتماشاچیان در گرداگرد سکوی وسط وافراد متشخص در غرفه های داخل بنا مراسم را تماشا می کردند.به مرور زمان فکرجدا کردن عملکردها مد نظر قرار گرفت و فضاهای فرهنگی –آموزشی در مجموعه هایی جدا از هم تعریف شد.به طور کلی می توان گفت که فرهنگستان به عنوان یکی از پیامدهای قرن سیزدهم ،درطی دوران های مختلف، به عنوان یک فضای زیر بنایی در اشاعه ی فرهنگ ایران فعالیت می نمود.فعالیتهای فرهنگی وهنری در دوره ی پهلوی اول،بعد تازه ای به خود گرفت.آنچه قبل از آن ودر دوره ی قاجاربه عنوان فعالیت های هنری و یا فرهنگی انجام می گرفت،هیچ گاه یک قالب منسجم سیستماتیک دنبال نشد واصولاً فعالیتی کلاسیک و وسیع درنقش یک تشکیلات فرهنگی وهنری به وقوع نپیوست.

نخستین اقدامات به شیوه ی جدید در دوره ی معاصر،در زمان پهلوی اول وبه تاثیر از فرنگ انجام پذیرفت.اولین فرهنگستان در زمان کابینه ی فروغی تشکیل شد و فعالیت هایی در زمینه ی ایجاد واژه های جدیدمورد احتیاج در زبان فارسی وتبدیل بعضی لغات بیگانه وعربی به زبان فارسی انجام گردید.اولین موزه ی هنرهای زیبا در سال ۱۳۰۹ برای پیشرفت ورواج هنرهای زیبای ایران آغاز به کار نمود وهمزمان با آن ،هنرستان صنایع قدیمه نیزافتتاح شد وگروهی از هنرمندان برجسته ی ایرانی برای ترویج وپرورش هنرهای زیبای باستانی دعوت شدند که این هنرستان در رشته های مختلف هنرهای سنتی ،دستی وقدیمی ایران،خدماتی ارزنده در زنده نمودن وبازسازی هنرهای فراموش شده انجام داد.فعالیت موزه ی ایران باستان نیز در سال۱۳۱۵ ه.ش آغاز شدواین موزه در بخش های مختلف (دوران پیش از تاریخ، دوران های تاریخی پیش از اسلام، دوره های اسلامی، سکه ها ومهرها ، کتاب ها و…)فعالیت خود را شروع نمود.

این روند ادامه پیدا کرد وبه مرور زمان در تمامی نقاط کشور ،کتابخانه ها ،فرهنگسراها، موزه ها ومکان هایی از این قبیل تاسیس شدند.البته آنچه امروزه از یک مرکز فرهنگی-هنری انتظار داریم، بسیارفراترازآن چیزی است که در چند دهه ی اخیرازآن انتظار می رفت.درآن زمان ،مرکز فرهنگی فضایی برای نمایش آثار خلق شده بود،ولی امروزه بسیاری از فعالیت های جنبی از قبیل نمایشگاه های موقتی ،همایش ها،پایگاههای اطلاع رسانی و… در کنارآن اضافه شده اند،چرا که جهان امروز، جهان ارتباطات است وبرای آگاهی از موقعیت خود ضروری است علاوه برشناسایی دقیق فرهنگ ملی ،از سایر رخدادهای فرهنگی دنیا نیز آگاه بود.این مراکز، با ارزش ترین وپرثبات ترین عناصر زیربنایی ملی در هر کشور محسوب می شوند که بیشترین دانش های بالقوه از طریق آنها جمع آوری و ذخیره شده وسپس بازتاب می یابند.

 

دسته بندی ها:   گردش آفرینان پارس

نظرات