مسیر10تهرانگردی بااتوبوسHop-On Hop-Off » گردش آفرینان پارس گردش آفرینان پارس

گردش آفرینان پارس

منو

مسیر۱۰تهرانگردی بااتوبوسHop-On Hop-Off

مسیر۱۰تهرانگردی بااتوبوسHop-On Hop-Off

چهار راه سیروس، سرپولک، بازار، امامزاده یحیی، امامزاده سیداسماعیل

محله سرپولک:

در گذشته های دور که خبری از خیابان سیروس و بوذرجمهری نبود در کنار این محله جوی بزرگی جریان داشت که اهالی برای گذشتن از روی آن پلی چوبین بسته بودند و چون این گذر نخستین محله کنار پل محسوب می شد و پل هم نسبت به پل های بزرگ که معمولاً روی رودخانه می بستند کوچک تر بود، با اتصال پسوند کاف که نشان کوچکی است به «سرپلک» معروف شد؛ به مرور در مکالمات روزمره «واو» بعد از «پ» اضافه شد و این محله به «سرپولک» تبدیل شد.

 محله نیز با کوچه های پهن و باریک به خیابان های اطراف وصل شد. از آن جمله کوچه کهنه چین ها، کوچه بهبهانی، کوچه حاج معصوم، کوچه حمام چاله و کوچه کورها هستند.

محله سرپولک را تا اواخر قاجاریه ۲۰ طاق گنبدی می پوشاند که در تابستان از تابش آفتاب و در زمستان از ریزش آب باران و برف جلوگیری می کرد. سرپولک در آن زمان که تا عودلاجان و حمام خانم وسعت داشت، سه باب زورخانه دایر به نام های «کاشی پزها»، «حمام خانم» و «میدان» را در خود جای داده بود که در حال حاضر هیچ کدام وجود ندارند.

هر چند این قسمت از شهر، کمترین میزان جمعیت را داشت، اما از محله‌های بسیار مهم شهر بود. اتباع خارجی، یعنی شاغلین سفارتخانه‌ها، اغلب برای تهیه اقلام مصرفی و اجناس لوکس به بازار این محل مراجعه می‌کردند؛

با آغاز مشروطیت، محله سرپولک بزرگ ترین مرکز سیاسی ایران شده بود ولی بعد از آنکه مجلس را به توپ بستند، ناگهان این محله از مرکزیت افتاد و آیت الله بهبهانی را به عتبات تبعید کردند. این وضع دیری نپایید و بعد از افتتاح مجدد مجلس، آن مرحوم با تجلیل فراوان دوباره به این محل و منزل سابق خود بازگشت.

در جنوب سرپولک، بقعه سیداسماعیل قرار دارد که نتیجه امام هشتم حضرت رضا(ع) است که همواره مورد احترام خالصانه اهالی سرپولک قرار دارد. سیداسماعیل از فرزندان امام علی النقی (ع) است و از قدیمی ترین بناهای موجود در تهران است. این بنا تا سال ها با همان معماری قدیمی پابرجا بود و انبوه مردم در ایامی که هنوز تهران نام و نشانی نداشت، به آنجا می رفتند و به زیارت می پرداختند.

هنگامی که آغامحمدخان تصمیم گرفت تهران را به عنوان پایتخت معرفی کند ، توجه بسیاری به این شهر کرد و یکی از عمده ترین توجهات او، به ساخت بناها و بازسازی آثاری بود که در زمان زندیه یا قبل از آن ساخته شده بود. در سایه این توجهات بود که او بنای قدیمی بقعه سیداسماعیل را بازسازی کرد.

محله امامزاده یحیی

امامزاده یحیی نام بقعه ابوالقاسم عزالدین یحیی است که در کوچه‌ای به همین نام در خیابان ری، نرسیده به خیابان شهید مصطفی خمینی در یکی از محلات قدیمی شهر تهران که سابقا به آن عود لاجان گفته می‌شد واقع شده‌است.

وی با ۱۵ واسطه به امام چهارم می‌رسد و پس از پدر نقابت طالبیه ری، قم و آمل را به عهده داشته و به سال ۵۹۲ ه ق به دست علاءالدین تکش خوارزمشاه به شهادت رسیده‌است.


بناها و آثار تاریخی:

مهم ترین اثر تاریخی محله مرقد مطهر امامزاده یحیی است.. بنای فعلی امامزاده در سال ۱۳۲۰ ه.ش و بعد ویرانی بنای اصلی ، از روی نقشه قدیمی بازسازی شد . بنای قدیمی امام زاده شامل برج خشتی هشت ضلعی بوده که مانند دیگر ابنیه عهد مغول ، یک گنبد آجری دوازده ضلعی هرمی شکل بربالای آن قرار داشته است و در عهد قاجاریه هم اطراف این برج خشتی ، اتاق ها و ایوان و الحاقات دیگری بدان افزوده سطح خارجی گنبد را با کاشی های نامرغوب هفت رنگ مزین ساخته بودند . در حال حاضر ، در محل برج خشتی ،بقعه هشت ضلعی کنونی ساخته شده است . این بنا دارای کتیبه های تاریخی است .به عقیده گروهی از پژوهندگان ، این بقعه مدفن حضرت یحیی از اولاد امام زین العابدین است اما روی صندوق قبر بقعه ، نام یحیی بن زید ، فرزند امام حسن مجتبی آمده است . (بهزاد فر،۱۳۸۶ ص۱۷۲)
بنای امام‌زاده یحیی به ۸۰۰ سال پیش و به دوران خوارزمشاهیان باز می‌گردد. مساحت بنا در سال۱۳۴۲، ۱۵*۴/۵ مترمربع بوده‌ ولی، پس از بازسازی‌های متعدد به ۱۵۰۰ متر مربع رسیده است‌. کاشی‌کاری گنبد فیروزه‌ای رنگ و مخروطی شکل این بنا در سال‌های گذشته بر اثر برف و یخ از بین رفته بود، اما طی سال‌های ۱۳۵۰و ۱۳۵۲ ، بازسازی شد. بانی بنای قدیمی قراب شاره و معمار آن دیو حسن بوده است‌. برج خشتی و گنبد آجری آن از ابنیه عصر مغول‌ها است‌. در زمان قاجاریه‌، نمای خشتی برج تغییر و ایوان‌، اتاق‌ها و سایر متعلقات افزوده شد. اکنون نیز با افزودن سایر تزیینات و بناهای دیگر مثل آینه‌کاری‌، کاشی و معرق‌، مسجد و موزه و کتابخانه بقعه به بنایی اصیل و به یاد ماندنی تبدیل گشته است و حرم با آینه‌کاری زیبایادآور فضایی آرام به دور از دغدغه‌های خیابان‌های اطراف امام‌زاده است‌.در این امام‌زاده علاوه بر بقعه امام‌زاده یحیی‌، مقبره مرحوم بهاءالملک همدانی و مرقد امام‌زاده محمد نیز وجود دارد. بنای فعلی درسال ۱۳۲۰، در همان محلی ساخته شد که بنای قدیمی و خشتی بقعه وجود داشت‌. آن بنا در ۱۳۱۸ ویران شد. بنای جدید به همان سبک و فرم بنای اصلی جایگزین و ملحقات و تزیینات آن به تدریج در سال‌های بعد تکمیل‌شد. صندق منبت و عتیقه بقعه چنانکه در کتیبه آن اشاره شده است‌، به دستور ملک شاه غازی درسال ۸۹۵ ه.ق، به وسیله دو برادر به نام‌های استاد حسین و استاد محمد لواسانی ساخته شد. بنای اصلی امام‌زاده متشکل از برج خشتی هشت‌ضلعی‌ احتمالاً، به قرن هفتم ه.ق، تعلق داشت و دارای گنبد هرمی شکل ۱۲ ضلعی بود. در کنار این امام‌زاده‌، کهن‌ترین چنار زنده قرار دارد. این درخت که در فهرست وزارت فرهنگ و اداره باستان ‌شناسی با شماره سه و در سال ۱۳۳۰ ، به ثبت رسیده است‌، حدود ۸۰۰ سال دارد و قطرش حدود هفت متر است‌.نوشته روی صندوق امام‌زاده‌، یحیی را فرزند زید فرزند امام حسن مجتبی (ع‌) معرفی می‌کند

گذر امام زاده یحیی از شهره ترین بخش های محله عودلاجان است. محله عودلاجان و محله چالمیدان دو محله ای بودند که بیش از ۲۵۰ سال پیش کریم خان زند در راه ستیز با طایفه قاجار که به سمت مازندران می رفت، بنا نهاد.

– نخستین راه پیمایی مشروطیت از مقابل مدرسه میرزا ابوالحسن معمار باشی شروع شد. مأموران حکومت یکی از وعاظ مشروطه خواه به نام شیخ محمد واعظ اصفهانی را دستگیر کرده بودند و با خود می بردند، اما طلاب مدرسه مانع شدند و کار به زد و خورد کشید. سربازان چند تیر شلیک کردند. یکی در قلب طلبه ای به نام سید عبدالحمید نشست و او شد نخستین شهید مشروطه ایران.

– در دوره قاجار، گذر امامزاده یحیی به عنوان شرقی ترین محله تهران، جای آدم های متوسط الحال با روحیات مذهبی بود. اما برخی از سرشناس ترین رجال سیاسی و مذهبی هم در آن زندگی می کردند. مهم ترینشان وثوق الدوله از نخست وزیران مشروطه و عاقد قرار داد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس بود که با مخالفت سرسختانه نمایندگان مجلس، خصوصا سید حسن مدرس لغو شد.

– خانه مدرس چند کوچه پایین تر از خانه وثوق قرار داشت. خانه او در کوچه بن بستی که حالا به نام کوچه مدرس خوانده می شود جای گرفته بود.

– همسایه مدرس، نصیرالدوله بِدِر از تجار ثروتمند پایتخت بود. آن دو با هم رفاقتی تام و تمام داشتند اما به دو راه متفاوت رفتند ؛ مدرس با رضاشاه درافتاد و به تبعید رفت و نصیرالدوله وزیر فرهنگ شد.

– وجود حمام های قدیمی همچون حمام قوام الدوله و حمام میرزا علی اصغر و همچنین گرمابه نواب که معروفیتش به خاطر فیلم قیصر ساخته مسعود کیمیایی است. در به یادماندنی ترین صحنه فیلم، بهروز وثوقی یا همان قیصر، به گرمابه نواب داخل شد و کریم آبمنگل را با چاقو خلاص کرد !

از جمله جاذبه های دیدنی این محله می توان به موارد زیر اشاره نمود:

امام زاده یحیی

حمام نواب

خانه کاظمی

مدرسه معمار باشی

خانه دبیرالملک

خانه وثوق الدوله

خانه نصیر الدوله

خانه مدرس

خانه مهرانگیز کامبیز

خانه مهربان

امام زاده یحیی
امامزاده یحیی نام بقعه ابوالقاسم عزالدین یحیی است و نسبت او که از نقبای شهرهای قم و ری بوده است به سجاد می‌رسد و گفته می‌شود برادر اوست.
بنای فعلـی در سال ۱۳۲۰، در همان محلی ساخته شد که بنای قدیمی و خشتی بقعـه وجود داشـت‌. آن بنـا در ۱۳۱۸ ویـران شد. بنای جدید به همـان سبک و فـرم بنای اصـلی جایگزیـن و ملحقـات و تزیینات آن به تدریـج در سال‌هـای بعـد تکمیـل ‌شـد در حـال حـاضــر، در محـل بـرج خشتـی ، بقعـه هشت ضلعی کنـونی ساخته شده است. ایـوان و کفـش کـن و اتـاق دفتـر و مـوزه و کتابخانه ای احداث کرده اند و با نصـب کتیبـه های سنگ مـرمـر و کـاشی معـرق و آینه کـاری و گچبـری ، بنای بی پیرایه قدیمی را به بقعـه زیبـا و مزینی تبدیل ساخته اند. دیوار جدید داخل حـرم نیز مانند دیـوار قـدیـم ۴متـر است. منتـها در بنای خشتـی به دلیل ضخـامت دیـوار، از قطر بنا کاستـه می شده ؛ اما چون دیوار جدید آجری است و ساخت آن به قطر سابق ضـرورت نداشـت، در هر ضلع ، طاقنمایی به پهنای۹۲ و عمق۴۰ سانتیمتر احداث کرده و بدین ترتیـب فضـای محسوسی به داخل حـرم و اطراف مرقد افـزوده اند.
بر روی در قدیمی بقعه که چندان بزرگ نبوده، در دو کتیبه کوچک به خط ثلث نوشته‌اند: بانی بقعه خشتی قدیم شخصی به نام قرابشاره بوده و معمار آن، دیو حسن نام داشته است.
صندوق مرقد امامزاده یحیی
صندوق منبت و عتیقه بقعه که بر روی مرقـد امامـزاده یحیـی قرار دارد از کتیبه های متعدد قرآنـی و معرفـی صـاحب مزار است و در دنباله آن آمده : « قـد امر بنحت هـذا القبرخلاصه الملـوک و السلاطین عضـه الدوله ملـک شـاه غـاری ایـدالله دولتـه ابـن المـرحـوم مغفـور ملک شـاهـرخ نور قبره تقرباً الی الله تعالـی » به نظر می رسد نامبـرده فرزند شاهرخ تیموری بوده است. حـاشیه پایینی صنـدوق مشتمل بر آیات قرآنـی و عبارت ذیل است : « عمل استاد حسین واخـوه محمد بن حسن لباسانی» . برحاشیه چهار طرف سطح فوقانـی صندوق، صلـوات کبیـر و عبارت « تمـام شد درتاریــخ شهـور ربیـع الاخـر سنه خمـس و تسعـین و ثمـان مائــه » نوشتـه شده اسـت .
به طوری که ملاحظـه می شود ، تاریخ صندوق که قدیمی ترین تاریـخ موجـود از آثـار بقعه قدیمی امامـزاده یحیـی است ، ۸۹۵ ه . ق است.
چنار کنهسال پایتخت
در محوطه اما زاده یحیی، چنار قدیمی با بیش از ۹۰۰ سال عمر قرار دارد. به گفته قدیمی ها سه درخت قدیمی وجود داشت، دوتای دیگر در وسط گذر بود که یکی خشک شد و دیگری را شهرداری برید.

سیدحسن طباطبایی قمشه ملقب به آیت اله مدرس در سال ۱۲۴۹ برابر ۱۲۸۷ (قمری) در روستای سرابه شهرستان اردستان از توابع استان اصفهان متولد شد. و پس از مدتی سکونت جهت درس خواندن به قمشه نزد پدر بزرگش میرعبدالباقی رفت و پس از درگذشت میرعبدالباقی در شانزده سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت. او تحصیل خود را در علوم اسلامی در اصفهان نزد علامه شیخ مرتضی ریزی، جهانگیر خان قشقایی و سامرا و نجف ادامه داد. در نجف نزد مراجعی چون میرزای شیرازی، آخوند خراسانی و سید محمدکاظم یزدی به تحصیل پرداخت. وی تحصیلات حوزوی اش را تا درجه اجتهاد ادامه داد؛ آنگاه به اصفهان بازگشت و مشغول تدریس فقه و اصول شد.

اصالت سید حسن مدرس به روستای سرابه اردستان برمیگردد زیرا میرعبدالباقی قبلاً از اردستان به قمشه یا همان شهرضا امروزی در استان اصفهان مهاجرت کرده و در این شهر به فعالیتهای علمی و تبلیغی مشغول بودو اکنون نیز خانه ی پدری و زادگاه او در روستای سرابه اردستان محل بازدید تاریخ دوستان و فرهنگ دوستان است. (رسائل الفقهیه که به کوشش استاد ابوالفضل شکوری بتازگی انتشار یافته است).

فاطمه مدرسی نوه سید حسن مدرس، از زندانیان سیاسی پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و اعدام شدگان در سال ۱۳۶۸ بود.

در سال ۱۳۰۵ وی مورد سوءقصد قرار گرفت که از ترور جان سالم به در برد. مدرس در جریان قیام نورالله نجفی اصفهانی در دیماه ۱۳۰۵ شمسی در قم علیه اقدامات رضاشاه طی تلگرافی از قیام ایشان حمایت کرد. رضاخان در طی برگزاری انتخابات مجلس هفتم، با مداخله آشکار در انتخابات و حذف آرای وی، اجازه نداد مدرس به مجلس راه یابد و سپس در ۱۶ مهر ۱۳۰۷ دستگیر و به دامغان و مشهد و سپس به خواف تبعید کرد.

مدرس ۷ سال در خواف توسط مأموران تحت نظر بود و در ۲۲ مهر ۱۳۱۶ از خواف به کاشمر منتقل شد. در این زمان رضا شاه دستور قتل مدرس را به رئیس شهربانی کاشمر دادولی او به این کار تن نداد و در نتیجه این مأموریت به جهانسوزی، متوفیان و خلج واگذار شد. آنها در شب ۱۰ آذر ۱۳۱۶ برابر با ۲۷ رمضان ۱۳۵۶ (قمری) او را کشتند و جنازه را خاک کردند.

قبر مدرس پس از شهریور ۱۳۲۰ و خروج رضا شاه از ایران، توسط اهالی محل مشخص گردید. آرامگاه وی در شهر کاشمر واقع است.

 از دیگر افراد و چهره های سرشناس در این محله حسن وثوق است که در اینجا مختصری از زندگی وی را مرور میکنیم.

حسن وثوق (وثوق‌الدوله) (۱۲۵۲ ش – بهمن ۱۳۲۹) چند دوره نخست‌وزیر ایران بود. وی برادر احمد قوام (قوام‌السلطنه) بود.

او در دوره دوم نخست وزیری‌اش (مرداد ۱۲۹۷ تا تیر ۱۲۹۹) پس از ۹ ماه مذاکرات محرمانه با انگلیسی‌ها، در ۱۸ مرداد ۱۲۹۸ طی اعلامیه‌ای خبر از انعقاد قراردادی فی‌مابین انگلیس و ایران معروف به قرارداد ۱۹۱۹ داد. بر اساس این قرارداد تمامی امورات کشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوز آنان صورت می‌گرفت.

وثوق‌الدوله رئیس هیئتی‌ بود که حکم اعدام شیخ فضل الله نوری توسط آن هیئت صادر شد.

وثوق‌الدوله دو بار نخست‌وزیر ایران شد. دورهٔ نخستین از مرداد ۱۲۹۵ تا خرداد ۱۲۹۶ خورشیدی و دورهٔ دوم از مرداد ۱۲۹۷ تا تیر ۱۲۹۹ بود. وی در زمان نخست‌وزیری رابطهٔ خوبی با احمدشاه نداشت ولی به سفارت انگلیس نزدیک بود و در دورهٔ دوم نخست‌وزیری‌اش به شدت از سوی انگلیس پشتیبانی می‌شد.

در جریان کوشش برای تصویب قرارداد ۱۹۱۹ متهم به دریافت رشوه از دولت انگلیس شد. پس از موفق نشدن در تصویب قرارداد ۱۹۱۹ به اروپا رفت. در دوره رضاشاه بخشی از پولی را که برای قرارداد گرفته بود از او پس گرفتند.

وثوق در ۱۳۱۴ مدتی رئیس فرهنگستان ایران بود. از او دیوان شعری هم باقی مانده‌است و در شعر «وثوق» تخلص می‌کرد.

حسن وثوق در اواخر عمر حافظه خود را از دست داده بود و غالب اوقات در باغ خود در سلیمانیه می‌زیست. او در بهمن ۱۳۲۹ درگذشت و در آرامگاه خانوادگی واقع در قم دفن شد. از او هشت دختر و دو پسر باقی ماند.

امامزاده سید اسماعیل

آستان امامزاده سیداسماعیل (علیه السلام) در شهر تهران، خیابان مصطفی خمینی، بین پانزده خرداد و مولوی واقع شده است. بناى کنونى این بقعه متبرکه مربوط به زمان محمدشاه است که دارای صحن، ایوان و دو گلدسته بلند، رواق، ضریح و مسجدی کوچکی است. در داخل سر درب بقعه و درون ایوان کتیبه ای به خط نستعلیق سفید رنگ بر متن کاشی خشتی لاجوردی نقش بسته است، و درب نسبتاً عتیقه ای به تاریخ ذى‌الحجه سال ۱۲۶۲ هجرى قمرى در ضلع غربی حرم قرار گرفته و بر روی آن نام محمد شاه قاجار و عیسی خان بیگلربیگی نوشته شده است. در قسمت بالاى سر مرقد، یک در منبت‌کارى زیبا و قدیمى به طول ۱۶۲ سانتى‌متر و عرض ۶۶ سانتى‌متر نصب شده است. روى این در، کتیبه‌اى است به خط خوش نستعلیق که روى ترنج‌هاى منبت‌کارى بالا و پایین هر دو لنگهٔ در، به طور برجسته به چشم مى‌خورد. کتیبه‌هاى دیگرى نیز به خط نسخ برجسته بالاى در وجود دارد که طبق کتیبه های موجود بانی آن استاد حسین بن پیر علی حداد تهرانی و تاریخ آن جمادى‌الاول سال ۸۸۶ هجرى قمرى است. (زمان آق‌قویونلو). ظاهراً این قدیمى‌ترین تاریخى است که در بناهاى کهنه تهران دیده مى‌شود. بدین ترتیب می توان قسمتی از بقعه را متعلق به قرن نهم هجری از زمان مربوط به ساختمان اصلی بنا و بقعه را به قرن ۱۳ هجری و دوران قاجار منسوب دانست. کاشیهای زرین فام مرقد مطهر متعلق به قرون ۷ و۸ هجری قمری و مناره های موجود در این بقعه از قرن ۱۳ هجری قمری مانده است. کاشی های زرین فام روی مرقد و وضع استقرار مرقد در گنبدخانه کنونی که نسبت به مرکز تقارن بقعه فعلی جابجاست، بر وجود عناصر ساختمانی قرون هفتم و هشتم هجری بنای امامزاده سیداسماعیل دلالت می کند. همچنین کتیبه روی در منبت کاری شده بنا نشان می دهد که ساخت در مزبور، در تاریخ غره جمادی الاول سال ۸۸۶ قمری به اتمام رسیده و این تاریخ، قدیم ترین تاریخی است که درباره ابنیه قدیمی داخل شهر تهران سراغ می رود. به همین دلیل بنای امامزاده اسماعیل برای شهر تهران واجد امتیاز مخصوصی است. عناصر ساختمانی گنبدخانه فعلی امامزاده سیداسماعیل را می توان به تغییرات و تحولات ساختمانی بنا در دوره صفوی نسبت دارد که بر اساس آن گنبدخانه کنونی در محل بقعه قبلی با وسعت بیشتری بر پاشده است. کتیبه ایوان و در منبت کاری قدیمی امامزاده از آخرین تحولات مهم ساختمانی این بنا به وسیله حاجی عیسی خان بیگلربیگی، حاکم دارالخلافه تهران، یاد می کنند. وی در سال ۱۲۶۲ قمری ضمن مرمت و تجدید بنای گنبدخانه، صحن، گلدسته ها، رواق و ایوان آن را احداث می کند. حاجی عیسی خان بیگلربیگی در سال ۱۲۶۱ قمری به میرزا موسی وزیر اجازه می دهد تا در ملک شخصی خود – که شامل زمینی به مساحت ۱۶۰۰ متر بوده – آب انبار عظیمی را بنا کند. (متن وقف نامه آب انبار سیداسماعیل) این آب انبار به سبب همجواری با بقعه زیارتی سیداسماعیل از همان ابتدای ساخت به نام آب انبار سیداسماعیل مشهور می شود. این اثر به شماره ۴۰۹ به تاریخ ۱۳۳۴/۱۱/۱۱ جزو آثار ملی به ثبت رسیده است.استان تهران ـ شهرستان تهران ـ بخش مرکزی ـ جنوب غرب تهران، جنوب غرب خیابان مصطفی خمینی، بین پانزده خرداد و مولوی (منطقه ۱۲) امزاده اسماعیل در خیابان شهید مصطفی خمینی ، نزدیک میدان «سید اسماعیل» قرار دارد و منسوب به اسماعیل از اعقاب امام علی النقی (ع) است. یک سوی این بقعه به واسطه بازار سرپوشیده به خیابان اصلی بازار تهران راه می یابد. این مکان تاریخی شامل میدان ، آب انبار ، مسجد- مدرسه فیلسوف الدوله و بازار سید اسماعیل است.بنای فعلی امامزاده شامل صحن ، ایوان ، رواق ( ایوانی که در مرتبه دوم ساخته شود ، پیشگاه) ، بقعه و مسجد است. صحن امامزاده به شکل مستطیلی به ابعاد ۲۳ و ۳۵ متر است که محور طولی آن در امتداد شمالی – جنوبی قرار دارد و دارای سه ورودی است.ورودی شرقی که مدخل اصلی بنا نیز محسوب می شود فاقد تزئینات است و به نظر می رسد نیمه کاره رها شده باشد. این ورودی مقابل سردر آب انبار ساخته شده و به معبر شمالی – جنوب شرقی امامزاده و خود امامزاده به میدان سید اسماعیل راه دارد. دو ورودی دیگر اطراف صحن نیز یکی در شمال و دیگری در جنوب به معابر فرعی راه دارند.جبهه غربی بنا دارای ایوانی رفیع و خوش منظر است که در طرفین آن دو منار طویل دیده می شود. در طرفین ایوان ، سه ایوانچه در لبه صحن واقع شده است. بدنه ایوان غربی پوشیده از کاشی ، و نیم گنبد آن مزیّن به مقرنس زیبا و پرکار است. در محل پاکار قوس پوشش ایوان ، بر کتیبه ای با زمینه لاجوردی در سه سوی و روی کاشی های خشتی ، عباراتی به خط سفید نقش بسته است.

در واقع بقعه امامزاده سید اسماعیل از نوادگان امام علی النقی (ع) از اماکن تاریخی و مذهبی منطقه ۱۲ شهر تهران استقدیمی ترین تاریخی که بر روی ان مشهود است به قرن نهم هجری، مقارن با حکومت تیموریان، برمیگردد زیرا کتیبه موجود بر در قدیمی بقعه دارای تاریخ ۸۸۶ هجری قمری است.

این قدیمی ترین تاریخی است که دربارهٔ ابنیه قدیمی شهر تهران ملاحظه شده است. طرح توسعه قسمت شمالی بقعه امامزاده سید اسماعیل نیز که به دلیل کم بودن فضای خدماتی آن طراحی شده، از سال گذشته شروع و اوایل سال آینده به اتمام خواهد رسید.

اسم بازار سید اسماعیل در میان اهالی تهران نام شناخته شده ای است. این بازار در غرب خیابان مصطفی خمینی در جنوب شرقی راسته بازار چهل تن و شمال بازار حضرتی قرار گرفته است.

این بازار جایی است که تاریخ در آن بازنشسته می شود. هرچیزی که روزی روزگاری قیمتی داشت با انقضای عمرش، سر از این بازار در می آورد.قدمت تاریخی و فضای این بازار به گونه ای است، هر کسی برای اولین بار گذرش به آن جا می خورد جذب آن می شود.اگر بخواهیم تاریخچه ای از این بازار بدهیم، باید گفت حاجی عیسی‌خان بیگلربیگی در سال ۱۲۶۱ به میرزا موسی وزیر اجازه داد تا در ملک شخصی خود که شامل زمینی به مساحت ۱۶۰۰ متر بوده است آب‌انبارعظیمی را بنا کند.

این آب انبار به سبب همجواری با بقعه زیارتی سیداسماعیل از همان ابتدای ساخت، به نام آب‌انبار سید اسماعیل مشهور شد.

شکل‌گیری آب‌انبار و تحولات ساختمانی بنای امامزاده باعث رونق آن و ساخت راسته بازار سیداسماعیل و دکان‏‌های اطراف میدان کاه‌فروش‌‏ها (سیداسماعیل امروزی) و دو دالان منتهی به امامزاده شد.

وجود تعداد زیادی از این مغازه‏‌ها و واحدهای تجاری را باید مرهون احداث بسیاری از دکان ها دانست که محلی برای تأمین مخارج ضروری امامزاده و امور مرتبط با فعالیت‌های دینی مانند برنامه‌های سوگواری حضرت سیدالشهدا(ع) بودند.

از ظروف چینی تا آفتابه لگن برنج در اینجا می توان هر بنجل زهوار در رفته ای را جست.از ظروف چینی، ضبط و اتو و چایی گرفته تا رادیو لامپی های قدیمی و کفشها و لباس های دست دوم همه چیز پیدا می شود.

کافی است تا در مسیر پیاده روی خود به اطراف توجه داشته باشید تا از قاشق و چنگال گرفته تا چراغ گردسوز و اجاق کوچک سه فتیله‌ای را مشاهده کنید. رنگ‌ها کهنه، شیوه کارکردن کهنه و خلاصه راحتتان کنم که زمان در انتهای این کوچه و درست روی بساط این فروشندگان منجمد شده است.

چراغ گردسوز ۱۰۰هزار تومان قیمت دارد. آفتابه لگن برنج هم دارند که نرخش را ۴۰۰ هزار تومان اعلام می‌کنند. شاید دیدن این اجناس در نظر اول فقط شما را به خاطراتی دور ببرد ولی نکته ای که اگر با اندکی زمان و گشت و گذار در این بازار توجه شما را جلب می کند خریدارانی است که در این بازار جولان می دهند.

شاید برای شما سؤال پیش آید که کاربرد این عتیقه هایی که بسیاری از آن ها در روزگار فعلی نیز هیچ گونه استفاده ای ندارند چیست .

این تمام ماجرای این بازار تاریخی تهران نیست. در انتهای این بازارمحلی به اسم باغچه است که پاتوقی برای معتادها و خانواده های آنها است.

معتادان این راسته که بیش تر روزها را در آن جا سپری می کنند برای گذران زندگی خود با فروختن چیزهای بی ارزش یا وسایل دزدی که از خانواده و دوستان خود سرقت کرده اند سعی در بدست آوردن پولی برای اعتیاد خود هستند.این معتادین شب ها را همان جا به صبح می رسانند و تنها انگیزه شان برای فروش گوشی های همراه ارزان قیمت، تهیه پول مواد مصرفی شان است.

نکته ای که به نظر جالب می آید برخورد با تابلوی ورود معتادها ممنوع در جلوی درب ورودی بازارچه است!

قدیم ترها بازار سیداسماعیل بود و مس هایش. سهم امروز بازار سیداسماعیل از همه آن مغازه های مسگری و طنین صدای چکش های نواخته شده بر مس های داغ، شده چند مغازه مسگری که آن هم یا کرکره هایش پایین است یا صاحبان آن چرت می زنند.

دسته بندی ها:   تهران گردی

نظرات