تخت جمشید را بهتر بشناسیم » گردش آفرینان پارس گردش آفرینان پارس

گردش آفرینان پارس

منو

تخت جمشید را بهتر بشناسیم

تخت جمشید را بهتر بشناسیم

کاخ آپادانا یا کاخ بار داریوش و خشایارشا قدیمی‌ترین و به تعبیری باشکوه‌ترین بنای تخت جمشید، یکی از کاخ‌های اندرونی این یادگار باستانی است. ساختن این کاخ به دستور داریوش در حدود سال ۵۱۵ پ.م. آغاز شده و ۳۰ سال به طول انجامیده است. این کاخ که ۳۶۶۰ متر مربع مساحت دارد، مشتمل است بر یک تالار چهارگوش مرکزی با ۳۶ ستون، سه ایوان در جهت‌های شمال، شرق و غرب (هر یک با ۱۲ ستون)، چهار برج در چهار گوشه بیرونی تالار و یک رشته اتاق نگهبانی که در جنوب آن قرار دارند. بنای کاخ آپادانا به دست داریوش بزرگ آغاز و در زمان خشایارشا تکمیل شد. سطح این کاخ حدود ۳ متر از کف حیاط آپادانا و کف دروازه همه کشورها بلندتر ساخته شده است. هر ضلع کاخ آپادانا ۶۰.۵ متر است. درهای ورودی چوبی دو لنگه با روکشی از فلزات گرانقیمت و دیوارها با آجر رنگی تزیین شده بودند.

گرد آمدن مهمانان بزرگ‌ترین امپراتوری جهان نیاز به تالار پذیرایی بزرگ و مجللی داشت و به همین دلیل داریوش کاخ آپادانا را بنا نهاد. آپادانا از نظر هنری، تاریخی، سیاسی و معماری بزرگ‌ترین کاخ تخت جمشید است و نخستین بنای ایرانی است که سنگ بنا دارد. کرپتر، دستیار پروفسور هرستفلد در حفاری‌های تخت جمشید به این سنگ بنا دست یافت. در برج‌های شمال‌شرقی و جنوب‌شرقی سنگ بنای آپادانا به صورت لوح‌های زرین و سیمین کشف شد. این لوح‌ها در جعبه‌ای جاسازی شده بودند. داریوش در این لوح‌ها به مرزهای کشورش و همراهی اهورا مزدا اشاره کرده است.106

ستون‌ها و سرستون‌های آپادانا

از ۷۲ ستونی که روزی سقف آپادانا و ایوان‌هایش را برپا می‌داشته‌اند، امروز تنها ۱۴ عدد پابرجا است که یکی از آنها (در شمال‌شرقی ایوان شرق) بازسازی شده است، اما بر پایه روایات سیاحان اروپایی و تصاویر کشیده شده از تخت جمشید می‌دانیم که در سال ۱۶۱۹ میلادی هنوز ۲۰ ستون برپا بوده و این تعداد در سالهای ۱۶۲۷ به ۱۹، در ۱۶۷۷ به ۱۸، در ۱۶۹۴ به ۱۷، در ۱۷۸۷ به ۱۵ و در سال ۱۸۴۱م. به ۱۳ عدد کاهش یافته که از آن تاریخ به بعد دیگر ستونی فرونیفتاده است.

در هر یک از سه ایوان ۱۲ ستون سنگی در دو ردیف سقف را نگه می‌داشته است. وزن تقریبی هر ستون ۸۵ تن و ارتفاع آنها در حدود ۲۰ متر بوده است. در ایوان شرقی هر سر ستون صورت دو شیر افسانه‌ای به هم پیوسته دارد و سر ستون‌های ایوان غربی شکل ساده سر گاو دارند. روی سرستون‌ها تیرک‌های عظیم چوبی از چوب سدر قرار داشت و روی آنها نیز چوب‌های دیگری عمود بر آنها قرار می‌گرفت تا سقف را پوشش دهند. سرستون‌های تالار اصلی به شکل سر گاو بوده و ستون‌ها ۴۸ شیار داشتند. ستون‌ها با رنگ‌های تند رنگ‌آمیزی شده بودند. چشم، زبان و بینی گاوها قرمز بود. در سنگ‌نگاره‌ها سم حیوانات از طلا و ریش و موی سر آن‌ها از سنگ لاجورد بوده است.

تالار مرکزی آپادانا

بزرگی تالار مرکزی آپادانا آن مقدار بوده که گنجایش پذیرایی از هزاران میهمان را داشته باشد. ستون‌های تالار مرکزی آپادانا در بلندا و طرح آن درست مانند ستون‌های ایوان شمالی است؛ یعنی هر ستون مرکب از سرستون گاو دوسر و گل و بوته زیر آن و ساقه استوانه‌ایی شیاردار است و فقط شکل زیر ستون آنها با هم فرق دارد. به بیان دیگر به جای اینکه زنگوله‌ایی باشد، متشکل از دو قطعه سنگ مکعبی شکل است که سنگ کوچک‌تر برفراز سنگ بزرگ‌تر (جمعا به ارتفاع ۱۵۵ سانتی‌متر) استوار بوده و خود زیر شالی چرخ مانند نصب شده‌ است. سقف وسیع و سنگین تالار روی الوارهای سنگین از چوب سدر یا سرو استوار بوده و برای آنکه باران بام را خراب نکند، درون دیوارهای خشتی راه‌آبهای قائم با آجر و ملاط قیر ساخته‌اند که آب باران را به مجاری زیرزمینی، که از زیر آپادانا می‌گذشته، می‌رسانیده‌ است. دیوارهای تالار مرکزی آپادانا همه به پهنای ۳۲.۵ متر و از خشت خام بوده‌ است. خشت‌ها را به اندازه ۳۳ در ۳۳ و با ضخامت ۱۳ سانتی‌متر ساخته و با ملاط گل و آهک به هم چسبانده‌اند. روی دیوارها لایه‌ایی از گل و گچ به پهنای ۵ سانتی‌متر و روی آن را با لایه‌ایی از گچ سبز خاکستری رنگ پوشانده‌اند.

رنگ دیوارهای کاخ‌ها در همه جا چنین بوده و در همه قسمت‌های آپادانا کف را با ملاط گچ و گل به ضخامت ۳ تا ۵ سانتی‌متر اندوده و روی آن را با فرشی از گچ سبز خاکستری پوشانده بوده‌اند که آثاری از آن به دست آمده‌ است. دو درگاه قرینه، تالار مرکزی آپادانا به ایوان‌های غربی و شرقی پیوند می‌داده است و دیوارهای این قسمت از خشت و آجر بوده است. کف درگاه‌های دوگانه‌ دیوار شمالی، ورودی‌های اصلی کاخ بوده و قسمتی از دیوارهایش از سنگ بوده‌ است. درها را که در حدود ۱۵ متر بلندی داشته، به احتمال زیاد به‌ صورت دو لنگه و مجهز به درهای کوچک‌تر می‌ساخته‌اند. جنس آنها احتمالا از چوب سرو یا سدر بوده و روی‌شان را روکشی از زر می‌پوشانده‌ است.

پلکان‌های آپادانا

پلکان‌های آپادانا شاهکار هنری – تاریخی تخت جمشید است. به علت مرتفع بودن تالار اصلی، دو پلکان عظیم شرقی و شمالی از کف صفه وارد ایوان‌های آپادانا می‌شد. روی حجاری‌های این پلکان‌ها افراد کشورهای تحت حمایت هخامنشیان در حال آوردن هدیه برای شاه صف کشیده‌اند. ۸۱۱ سنگ‌نگاره انسان و بی‌شمار سنگ‌نگاره‌های دیگر روی آنها حک شده است. پلکان شرقی چون در زیر خاک قرار داشته نسبت به پلکان شمالی بسیار سالم‌تر است. سنگ نگاره‌های نمایندگان ۲۳ ساتراپی یکی از شاهکاهای هنری ایران است.

در دو طرف چهار پلکان شرقی ۲۲۹ سرباز مسلح به نیزه، کمان و ترکش پارسی صف کشیده‌اند. هیئت‌های نمایندگی ۲۳ کشور برای دادن پیشکش به شاه صف بسته‌اند و هر هیئت ۳ تا ۹ نفره را یک افسر مادی یا پارسی راهنمایی می‌کند. از ویژگی‌های سنگ‌نگاره تخت جمشید آزادگی افراد در تصاویر است. در مقایسه با سنگ‌نگاره‌های مشابه آشوری که مملو از جنگ و خونریزی است، تخت جمشید پیام صلح و دوستی دارد.

پلکان رو به شمال نقش‌هایی از فرماندهان عالی‌رتبه نظامی [مادی] و پارسی با گل‌های نیلوفر آبی در دست حجاری شده است. در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می‌شوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی دیده می‌شود که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می‌شوند.

اهمیت هنر در دوران هخامنشیان 

نکته‌ای جالب در خصوص آثار تخت جمشید، به ویژه آپادانا و خزانه، امضای گروه‌های مختلف هنری است که ساخت قسمتی از بناها را بر عهده داشته‌اند. وجود این امضاها نشان از علاقه هخامنشیان به هنر و هنرمند دارد. در ضمن بر طبق لوح‌های خوانده شده از آن زمان، مشخص است که آنها حقوق دریافت می‌کردند و این امضاها شاید حکم لیست حقوق آنها را داشته است.

کتیبه‌های زرین و سیمین کاخ آپادانا

ساختمان این کاخ کار از دید داریوش بزرگ کاری سترگ و ماندنی بود و به همبن سبب او فرمان داد تا نام و نشان خود و ایران (ایرانشهر) را بر چهار خشت زرین و چهار خشت سیمین هر یک به طول و عرض ۳۳ سانتی‌متر و پهنای ۱۵ میلی‌متر به سه زبان و خط پارسی باستان، بابلی و ایلامی نقر کردند. چهار جعبه سنگی، هر کدام ۴۵ سانتی‌متر طول و عرض و ۱۵ سانتی‌متر بلندی، ساختند و در هر جعبه، یک لوح رزین و یک لوح سیمین به همراه چند سکه از نوع سکه‌های ایونیه و لودیه و یونان که در آن روزگار رواج داشت (در ۵۱۵ پیش از میلاد، هنوز سکه‌های داریوش، موسم به داریک، دریک یا داریوشی ضرب نشده بود) قرار دادند و در چهار گوشه تالار مرکزی آپادانا، زیر پی دیوار آپادانا، با تخته سنگ‌هایی سنگین مدفون ساختند. دو تا از این جعبه‌ها و گنجینه‌هایشان را در طول روزگار به تاراج برده‌اند و جای خالی یکی از آنها در گوشه شمال‌غربی آپادانا در دل سنگ کوه آشکار مانده است. فردریک کرفتر در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی به بررسی این جای خالی پرداخت و نتیجه گرفت که باید در سه گوشه آن نیز نمونه آن یافت شود. پس از حفاری گوشه‌ها و در گوشه شمال‌شرقی و جنوب‌شرقی جعبه‌ها و گنجینه درون آنها را یافتند و به تهران فرستادند. اکنون یک جفت از لوحه‌ها در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود. روی هر یک از این چهار لوحه، متنی به سه زبان فاسی باستان (۱۰ سطر)، ایلامی (۷ سطر) و بابلی (۸ سطر) به خط میخی کنده‌اند. متن همه کتیبه‌های دوازده‌گانه، یکسان و ترجمه آن چنین است:

داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر ویشتاسپه از تخمه هخامنشی. داریوش شاه گوید: این است کشوری که من دارم. از جایگاه سکاهایی که آن‌سوی سغد تا برسد به حبشه، از هندوستان تا برسد به لودیه، آن را اهورامزدا، مهست خدایان، به من بخشیده است. اهورانزدا مرا و این خاندان شاهیم را بپایاد!

کاخ تچر 

بنای جنوب غربی آپادانا از نخستین کاخ‌هایی است که روی صفه ارگ پارسه (تخت جمشید) ساخته شده است که رو به جنوب و چهره به آفتاب دارد. این بنا در  یکی از کتیبه‌های آن «تَچر» خوانده شده است، ولی در کتیبه‌ای دیگر هَدَیْش نام گرفته و امروزه به «کاخ داریوش» یا «تَچَر» معروف است. سنگ‌های این کاخ، صیقلی و خاکستری است، به طوری که عکس آدمی در آن می‌افتاده و به همین جهت در این اواخر آن را آینه‌خانه یا تالار آینه هم خوانده‌اند. روی دیواره‌های پلکان این کاخ سنگ نگاره‌ها و نقش‌های گوناگونی دیده می‌شود. در این کاخ کتیبه‌هایی از داریوش اول، خشایارشا و اردشیر سوم به جای مانده است. پس از هخامنشیان و در سلسله‌های بعدی نیز اشخاصی همچون شاپور دوم، عضدالدوله دیلمی، بهاءالدوله دیلمی، علی آق‌قویونلو و سلطان ابراهیم میرزا تیموری کتیبه‌هایی از خود در این کاخ بر جای گذاشته‌اند.

طرح بنای کاخ تچر

کاخ تچر روی سکویی بنا شده که ۲.۲۰ تا ۳ متر از کف آپادانا و حیاط مجاورش بلندتر است. طرح آن به صورت مستطیلی است با محور طولی شمالی – جنوبی که ۴۰ متر طول و حدود ۳۰ متر عرض دارد. اجزای کاخ تچر را یک تالار مرکزی ۱۲ ستونی (۳ ردیف ۴ تایی) با اتاق‌های کوچک جانبی، دو اتاق مربع شکل در شمال که هر یک چهار ستون داشته‌اند و با اتاق‌های باریک و بلند جانبی محدود می‌شدند و یک ایوان ۸ ستونی (دو ردیف چهارتایی) در جنوب که به دو اتاق جنبی می‌پیوست، تشکیل می‌دادند.

ستون‌های کاخ تچر احتمالا از چوب بوده‌، ولی هیچ اثری از آنها باقی نمانده‌ است. کف اتاق‌ها را با فرش قرمز رنگ وی‍ژه دوره داریوش پوشانیده بوده‌اند که اثر آن در اتاق‌های شمالی یافت می‌شود. بر درگاه‌ اتاق‌های غربی سربازهای نیزه‌دار و سپرکش پارسی و بر درگاه‌ تالار مرکزی، داریوش بزرگ را همراه خدمه‌اش حجاری کرده‌اند. تاج داریوش کنگره‌دار بوده و رویه آن را با ورقه‌ای از زر پوشانده بوده‌اند. دست‌بند، یاره، طوق، گوشوار و گوهرنگاری‌های لباس داریوش نیز با فلزات گرانبها ساخته و در سنگ نشانده شده بود که اسکندر و یارانش آنها را کنده و ربودند. لباس داریوش منقش به گل، بوته، ستاره و شیرهای غران و ملون به رنگ‌های گوناگون بوده‌ است.

از مهم‌ترین ویژگی‌های کاخ تچر، تناسب و هماهنگی جالب و ستودنی اجزای آن است که نشان از هنرمندی و در عین حال دقت و ظرافت مثال زدنی طراحان، معماران و سازندگان این بنای خارق‌العاده دارد؛ کاخی به دور از دالان‌‌های پر پیچ و خم، زیبا و درخشان به برکت وجود سنگ‌های صیقل‌خورده، استوار به پاس ستون‌های محکم و پابرجا به دلیل اسکلت‌بندی قوی، که امروز از سالم‌ترین عمارات برجای‌مانده از مجموعه کاخ‌های تخت جمشید است.

تکمیل کاخ تچر در زمان اردشیر سوم

تالار مرکزی ۶ در داشته که ۲ در به ایوان جنوبی باز می‌شد، ۲ در به اتاق‌های شمالی می‌پیوست و یک در به اتاق شرقی راه داشت. یک در دیگر هم کفش‌کن غربی را به تالار مرکزی پیوند می‌داد و در سمت غرب آن در زمان اردشیر سوم پلکانی دو طرفه ساخته‌اند که بر دیواره آن تصویر چند هدیه‌آور نقش بسته است و وسط جبهه غربی‌اش کتیبه‌ای از اردشیر سوم به زبان فارسی باستان حکاکی شده که ترجمه آن چنین است:

خدای بزرگ اهورامزدا است که این جهان را آفریده، که آن آسمان را آفرید، و خوشبختی را آفریده، که مرا، اردشیر، شاه کرده، یگانه شاهی از بسیاری، یگانه فرمانروایی از بسیاری، گوید اردشیرشاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، شاه این سرزمین: من پسر اردشیر (دوم) شاهم، اردشیر شاه پسر داریوش (دوم) شاه بود، داریوش شاه پسر اردشیر (یکم) شاه بود، اردشیر شاه پسر خشایارشا شاه بود، خشایارشا شاه پسر داریوش شاه بود، داریوش شاه پسر ویشتاسپه بود، ویشتاسپه پسر آرشامه، از تخمه هخامنشی. گوید اردشیرشاه: این پلکان سنگی را من ساختم. گوید اردشیرشاه: بادا که اهورامزدا و ایزدمهر مرا بپایند و این کشور را و آنچه را بر دست من کرده شد.

از اینجا پیدا است که این بخش از بنا به دستور اردشیر سوم (مدت زمان پادشاهی ۳۵۸ تا ۳۳۸ قبل از میلاد) دستکاری و تکمیل شده‌ است. در شمال این پلکان، سنگی را به صورت طاسی کم عمق کنده‌اند. محوطه حفاری شده چهارگوش آن به راه آبی می‌پیوندد که چند متری به سوی غرب رفته و سپس می‌پیچد و بیش از ۴۰ متر به سوی جنوب پیش می‌رود تا به راه‌آب‌های زیرزمینی حیاط جنوبی تچر می‌پیوندد. در کنار این راه‌آب آثار دیوارهایی یافت می‌شود که مشخص می‌کند زمانی اینجا اتاقکی بوده‌ است، اما مشخص نیست که این سنگاب برای تشریفات مذهبی به کار برده می‌شده یا برای احتیاجات عادی روزانه یا اینکه سنگ ناودان بومی بوده‌ است.

نقش‌ها و سنگ‌نگاره‌های کاخ تچر

یک پلکان دو طرفه در جنوب بنا ساخته‌اند که از دو سوی به ایوان جنوبی می‌رسد و بر بدنه آنها نقش افرادی کنده‌کاری شده است که بره، خوراک یا ظروف آشپزخانه در دست دارند. این افراد را یک در میان در جامه پارسی و مادی نشان داده‌اند. پارسیان کلاه شیاردار استوانه‌ای معمول خود را به سر ندارند، بلکه شالی به دور سر و گردن پیچیده‌اند که چانه‌هایشان را می‌پوشاند. برخی از این افراد ریش و سبیل دارند، اما تعدادی بی‌ریش و سبیل نشان داده شده‌اند که احتمالا خواجگان درباری هستند. معمولا این افراد را خدمتگزاران می‌خوانند، اما چون حمل بره و حیوانات دیگر به داخل کاخ شاهی چندان مناسبتی ندارد، شاید بتوان برخی از آنها را مغانی دانست که بره قربانی را حمل می‌کنند.

بر بدنه جبهه جنوبی سکوی کاخ، یعنی بر دیواره جنوبی پلکان توامان، مجلسی مرکب از چند صحنه نقش کرده‌اند. در مرکز، حلقه بالدار یا فر ایرانی را می‌بینیم که دو ابوالهول در دو سویش نشسته و دستی را به علامت احترام به سوی آن بلند کرده‌اند و پشت سر هر یک ردیفی از درختان نخل نمایان است. زیر این صحنه دو گروه سرباز کمان‌دار نیزه‌ور در جامه پارسی، یعنی کلاه ترک‌دار استوانه‌ای، دامن و قبای چین‌دار و کفش سه‌بندی، مقابل همدیگر صف بسته‌اند و سنگ نوشته‌ای را پاس می‌دارند که به نام خشایارشا و به خط و زبان فارسی باستان نوشته شده‌ است.

سرقت بخشی از حجاری کاخ تچر توسط یک اروپایی

فردی اروپایی به نام کورنلیوس دو براوون (Cornelius de Bruine) که در سال ۱۷۰۴ میلادی این بنا را دیده و توصیف کرده‌ است، با قلم و تیشه به نقوش دو جانب درگاه  آسیب رسانده و قسمتی از حجاری جامه چین‌دار هر دو نقش داریوش را که حاوی کتیبه بوده‌، کنده و با خود به پاریس برده‌ است. این تکه‌های ربوده شده اکنون در گنجینه نشان‌های کتابخانه ملی فرانسه موجود است. روی چین‌های لباسی که متعلق به نقش جرز غربی بوده کتیبه‌ای به سه زبان می‌گوید:

داریوش شاه بزرگ، پسر ویشتاسپه هخامنشی

اما روی چین‌های جامه منقوش بر جرز شرقی که آن نیز به گواهی نوشته بالای درگاه از آن داریوش بوده‌، آمده است:

خشایارشا، پسر داریوش شاه هخامنشی

یک سنگ‌نبشته دیگر هم وجود دارد که هجده مرتبه بر قاب دریچه‌های کاخ تکرار شده و آن هم به سه زبان است و می‌گوید:

قاب سنگی که برای ویث (خانه شاهی) داریوش درست شده‌ است.

این کتیبه‌ها ثابت می‌کنند که تاقچه‌های یکپارچه را در همان مکان تراشیده و پرداخت سنگ کرده  و برای کار گذاردن در کاخ معین کرده‌اند. از متن‌ کتیبه‌ها هم می‌شود فهمید که کاخ تچر بر خلاف تصور برخی که آن را معبد و پرستشگاه دانسته‌اند، در واقع یک کاخ نشیمن یا اختصاصی بوده‌ است.101

 

دسته بندی ها:   تهران گردی

نظرات