امنیت و توسعه گردشگری1 » گردش آفرینان پارس گردش آفرینان پارس

گردش آفرینان پارس

منو

امنیت و توسعه گردشگری۱

امنیت و توسعه گردشگری۱

از ضروریات زندگی امروز وجود امنیت در سطح جوامع می باشد. صاحبنظران امنیت را به دو بخش امنیت ملی و خارجی تقسیم می کنند که امنیت داخلی را مربوط به عوامل داخلی می دانند و تهدید دولت های دیگر را در خارج از مرزهای جغرافیایی را در حوزه امنیت خارجی برمی شمرند.
امنیت و گردشگری دو مقوله وابسته به یکدیگر در ارتباط تنگاتنگ در مناسبات داخلی و خارجی هستند. امنیت و گردشگری در تعامل دوجانبه هم می توانند تأثیر افزایشی بر هم داشته باشند و هم تأثیر کاهشی. به این معنا که افزایش (یا کاهش) امنیت، باعث رونق (یا رکود) گردشگری خواهد شد و بالعکس، بنابراین گردشگری ارتباط مستقیم با مقوله امنیت است. ایجاد امنیت، تسهیلات و ارائه امکانات رفاهی و خدماتی لازم به گردشگران از جمله وظایف اصلی دولت ها نسبت به جریان گردشگری می باشد.
در این مقاله رابطه گردشگری و امنیت که جوامع و دولت ها نقش مستقیم و غیرمستقیم در این زمینه دارند مورد تحلیل قرار می گیرد.

گردشگری بزرگترین و پررونقترین صنعت جهان است، انتظار می رود که در قرن بیست و یکم نیز این صنعت پیشتاز بوده و سیر صعودی آن ادامه یابد. جهانگردی یک قدرت اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی بزرگ و البته پدیده ای بسیار سیاسی است و بنابر عقیده پک و لپی طبعیت جهانگردی در هر جامعه ای، متأثر از عوامل پیچیده و در هم بافته سیاسی و همچنین ویژگی های جغرافیایی است که دیگران را مجذوب خود می کند.
بنابر عقیده کارشناسان، گردشگری دانشی است چند رشته ای که اگر بدون انجام تجزیه و تحلیل های امنیتی و سیاسی دقیق توسعه و تکامل یابد قطعاً کامل نخواهد بود.
یکی از مواردی که می بایست در گردشگری قویاً مورد تأکید قرار گیرد امنیت می باشد، آسایش، راحتی و امنیت از مسائل بسیار مهمی است که گردشگران را به نقاط مختلف دنیا جلب می کند.
پیشرفت و رفاه مردم به وسیله ترویج یک نظم جهانی در سایه امنیت که ضمن آن بتوان به توسعه صلح آمیز و منظم دیگر کشورها کمک نموده و از تجربیات و تواناییهای آنها حداکثر منفعت را برد.
در توسعه گردشگری عوامل متعددی تأثیرگذار هستند که امنیت شاخصترین عامل گسترش گردشگری است، بازنگری در ارتباط ارگانیک صنعت توریسم و امنیت ملی یک ضرورت است. همگام با گسترش این صنعت در برهه کنونی ارتباط ارگانیک این صنعت با مؤلفه هایی چون امنیت داخلی و ملی، صنایع حمل و نقل، خدمات، رسانه های جامعه، آموزش و پرورش و غیره دارد، وارد فاز جدیدی شده است.
به اعتقاد کارشناسان میان گردشگری و ثبات و توسعه امنیت، رابطه تعریف شده وجود دارد چرا که توسعه زیر ساختهای گردشگری، همکاری دستگاههای فرهنگی و تبلیغات مناسب و مشارکت گسترده دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی همزمان با توسعه گردشگری، توسعه امنیت ملی را نیز به همراه خواهد داشت، نقش و تأثیر صنعت جهانگردی در توریسم امنیت ملی یک کشور چنان است که اکثریت کشورهای توسعه یافته با وجود دارا بودن منابع کلان اقتصادی و درآمد، ترجیح می دهند بر روی صنعت توریسم متمرکز شوند. حضور مستقیم بازدید کنندگان و گردشگران در یک کشور علاوه بر توسعه اقتصاد و تبادلات فرهنگی، آن کشور را بعنوان یک قطب امن گردشگری به جهانیان معرفی می کند تا آنجا که امنیت در معنای گسترده یکی از مهمترین مسائلی است که در میزان تقاضای گردشگران خارجی برای سفر به هر کشور دیگر تأثیرگذار است.
اکنون کارشناسان گردشگری بر این باورند که رابطه امنیت ملی و گردشگری باید مورد توجه قرار گیرد بطوریکه تعریف جدیدی از امنیت ملی در سایه حضور گردشگران خارجی و شناخت واقعیتهای داخلی و انتقال آنها به خارج یک ابزار ضروری و لازم است. به این ترتیب امنیت داخلی و ملی شاخصترین عامل گسترش گردشگری در هر کشوری است که می خواهد خود را با مشخصات کشورهای پیشرو در امر توریسم تطبیق دهد. با سیاست تنش زدایی در روابط خارجی می توان زمینه مساعدی برای جلب گردشگران کمک کرد.
بنابراین ضرورت دارد که جاذبه های گردشگری در خارج از مرزها به نحو مطلوب تبلیغ گردد و زمینه های لازم برای سهولت رفت و آمد گردشگران خارجی فراهم آید.
سازمانهای توسعه گردشگری و کارشناسان این شاخه معتقدند که رشد و توسعه اقتصادی پدیده ای کاملاً امنیت محور بوده و یکی از بخش های اقتصادی که به شدت آسیب می بیند صنعت گردشگری است.
توسعه صنعت گردشگری در هر کشور نشان از ثبات امنیت ملی در آن کشور است و نیز زمانی گردشگری در کشور رونق می یابد که توجه دولت آن برای تأمین امنیت گردشگران بیشتر شده باشد.
مقاصد گردشگری در تمام نقاط مختلف یک کشور پراکنده است ، در صورتی که امنیت در این مناطق تأمین شود، ضریب امنیت ملی آن کشور نیز افزایش می یابد و علاوه بر این ورود گردشگران خارجی به یک کشور نه تنها موجب تهدید امنیت ملی نمی شود بلکه به تحکیم آن نیز کمک می کند.
در اندیشه های سیاسی، جامعه ( در مقوله گردشگری جامعه میزبان) را اغلب در معنای خاصتری که جامعه مدنی نامیده می شود می شناسند.
جامعه مدنی در شکل اولیه خود به اجتماع سیاسی مربوط است، اجتماعی در چارچوب قانون و نشان دهنده وفاداری به دولت می باشد. متفکران سیاسی اولیه همچنین جامعه منظم و بشردوست را پایه زندگی متمدن می دانستند و اعتقاد بر این است که اینگونه جوامع توانایی تعامل فرهنگی به ویژه میزبانی دیگر قومیتها را به خوبی پذیرا هستند.
آنها معتقدند که در یک نظام سیاسی باز می توان تعادل اجتماعی را تأمین کرد و از فروافتادن به ناآرامی و خشونت جلوگیر کرد.
اینجاست که می توان شرایط میزبانی در این نظام سیاسی باز که تعادل اجتماعی در آن برقرار شده و محاسبات اقتصادی انجام داد و در این نظام انسانهای عاقل باید به قوانین اجتماعی و به یکدیگر احترام بگذارند زیرا بدون احترام به یکدیگر امنیت اجتماعی از بین رفته و جامعه دستخوش ناامنی می شود.
به عقیده کارشناسان سازمان جهانی گردشگری شرایط لازم برای رسیدن به توسعه پایدار سرمایه گذاری در گردشگری با اتکا بر اندیشه های سیاسی و امنیت جوامع در سطح ملی و منطقه ای می باشد و بدون آن نمی توان به توسعه پایدار اندیشید.
روش: در این مقاله تأثیر شاخصهای امنیتی در فرآیند گردشگری به روش اسنادی و کتابخانه ای مورد بررسی قرار گرفته است.
بررسی واژه امنیت و مفهوم آن
واژه امنیت در فرهنگ عمید از مصدر درامان بودن به معنی ایمنی، آرامش و آسودگی معنی شده است.
و در فرهنگ لغات انگلیسی آکسفورد، از دو منظر به ارائه تعاریفی درباره امنیت
می پردازد، نخست از منظر شرایط تأمین و تحفظ چهار تعریف زیر بدست می آید:
الف) شرایط محفوظ ماندن از خطر و یا در معرض خطر قرار نگرفتن.
ب) آزادی از تردید، اطمینان و در اعتماد بودن.
ج) آزادی از بیم، اضطراب یا حراست از آینده.
د) کیفیت تأمین استحکام، پیوستگی و ثبات.
دوم به اعتبار ابزار امنیت، شش تعریف دیگر پیشنهاد می کند:
الف) چیزی که تأمین و تحفظ ایجاد نماید که حمایت و محافظت را شامل می شود.
ب) ابزار تأمین و ثبات در مواضع خود.
ج) بستری برای تأمین بگونه ای که امنیت در آن ضمانت شود.
د) دارایی متراکم شده و یا سرریز شده.
هـ) کسی که خود را برای دیگری گرو می گذارد (یا به گرو گرفته می شود) به مثابه یک ضمانت
و) مدرکی که به وسیله یک تضمین کننده به مثابه تضمین برای حق پرداخت خود نگاه داشته می شود و بطور کلی امنیت در بعد معنی فقدان تهدیدات نسبت به ارزش ها، منافع، اهداف در جهت ذهنی، فقدان ترس از اینکه بنیانهای ملی (ارزش ها، منافع و اهداف) مورد هجوم (فیزیک و غیرفیزیکی) واقع بشوند را مورد سنجش قرار می دهد.
امنیت یکی از موضوعاتی است که ذهن بشر را در اعصار مختلف به نوعی به خود مشغول داشته و موجبات نگرانی انسان را فراهم آورده، اما پیوندهای چند جانبه این مفهوم با مسائل حوزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ اجتماعی، عملاً توجیه و تفسیر و درک و شناخت این واژه را دشوارتر ساخته، بطوریکه مرز و تعریف قابل قبول همگانی برای آن، کار چندان ساده ای نبوده و نیست. برای مثال، مفهوم امنیت شغلی در مقابل امنیت شخصی یا امنیت داخلی در برابر امنیت بین المللی، ظاهراً می تواند در یک ردیف و راستا قرار گیرد، حال آنکه چنین نیست و هر یک از آنها حوزه خاصی از قلمرو و علوم انسانی را به خود اختصاص داده است. به عبارت دیگر علم اقتصاد از یک سو، روابط بین المللی از سوی دیگر و علوم سیاسی نیز در مقابل آنها صف آرایی کرده اند تا امکان درک صحیح از مفهوم امنیت را برای انسان مدرن مجهز به آخرین تکنولوژی فراهم آورد.
امروزه دستاوردهای دانش و تکنولوژی، بحران امنیت را چنان گسترش داده که ضرورتاً ذهن بشر بیش از گذشته در جهت شناخت وضعیت حال و آینده مهیا شده است و از جمله برنامه توسعه ملل متحد محور توسعه را در سال ۱۹۹۴ بر انسان متکی ساخته و لزوم انتقال از «امنیت هسته ای» به «امنیت انسانی» را مورد توجه قرار داده است و صاحبنظران نیز انسان متفکر و مستعد برای نوآوری را بعنوان با ارزش ترین سرمایه جوامع انسانی شناسایی و معرفی می کند ، ضمن آنکه بر روابط بین آزادی، امنیت و توسعه، نظریات اندیشمندان چون لاک و جان استوارت میل را به خاطر می آورد که باید محدوده معینی برای حداقل از آزادی شخصی وجود داشته باشد که به هیچ قیمتی مورد تجاوز و تعرض دیگران قرار نگیرد و این محدوده معین همان حداقل امنیتی است که انسان بر مبنا و بستر آن، زمینه ها و الزامات ارائه تفکرات خلاق خود را پایه گذاری می کند.

دسته بندی ها:   تهران گردی

نظرات